ابراهيم عاملي ( موثق )
6
تفسير عاملي ( فارسي )
هر آيت واضح و روشنى كه پيغمبران گذشته را تصديق كرده است . تفسير قاضى : فرقان يعنى كليّه ى كتابهاى آسمانى كه حقّ و باطل را معين مىكند . « إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا » تا آخر آيه 4 طبرى : مسيحيها كه منكر توحيد شده و عيسى را خدا پنداشتهاند و اين فرقان و دليل فاصل ميان حقّ و باطل را نپذيرفتند آزار براى آنها آماده است و كسى قدرت دفاع از انتقام خدا ندارد . « إِنَّ اللَّه لا يَخْفى عَلَيْه » 5 - تا آخر - طبرى : مقصود آن است : اى پيغمبر گفتار و عقيده زشت مسيحيها نسبت بعيسى و اعتقاد بالوهيّت او و نظر سوء كه با تو دارند بر خدا پوشيده نيست . تنوير المقباس ص 34 : مقصود آن است كه خدا مطلع است از جريان كار و مسافرت مسيحيهاى نجران . « يُصَوِّرُكُمْ فِي الأَرْحامِ » 6 « 1 » طبرى : مقصود تذكر بمسيحيها است كه صورت بندى آفريده ها در بچّه دان بتقدير خداوند است و عيسى خود هم از آنهائى است كه بقدرت خدا چهره بندى در رحم مادر شده است . فخر : در اين دو آيه اشارتى لطيف است كه از خدا چيزى پوشيده نيست و اگر عيسى ع داراى مرتبه ى خدائى باشد بايستى بر او چيزى پوشيده نمىبود و خود مى - توانست دفع ضرر از خود بنمايد و نيز چهره بندى از خدا است و عيسى هم اگر شريك خدا بود نبايد مثل ديگر آفريده ها صورتبندى شود .
--> ( 1 ) هو الذّى 6 كشف الاسرار هو دو حرف است : ها ، و واو ، و مخرجها آخر حلق است و مخرج واو اول حلق . اشارت مىكند كه درآمد اين حروف باوّل از او است و بازگشت آن در آخر به او است درويشى را در حال وله پرسيدند كه ( ما اسمك ؟ ) يعنى نام تو چى است ؟ جواب داد كه ( هو ) گفتند : از كجا ميآئى ؟ گفت : ( هو ) گفتند : چه ميخواهى ؟ گفت : ( هو ) گفتند : مگر به آنچه ميگوئى اللَّه را ميخواهى ؟ درويش كه نام اللَّه شنيد جان خويش نثار اين نام كرد و از دنيا بيرون شد . تا نام تو به صد معنى نقّاش نگارند بر ياد تو و نام تو مىجان بسپارند بر بوى وصال تو همى جان بفشانند در وصف تو در دست بجز عجز ندارند